×
صفحه اصلی فروشگاه ها مشاغل خانگی بروشور فروشگاه انلاین
بروشور وبسایت کسب و کار بروشور وبسایت اقامتگاه بروشور وبسایت مشاغل خانگی
آموزش وب سایت چچیلاس پست بانک سوالات متداول سوالات متداول برخی از کسب و کار قوانین و مقررات درباره ما تماس با ما خروج

شرکت سپهر دانش گیل

تعداد بازدید نمایشگاه :

52540

شرکت سپهر دانش گیل


شماره تماس :
۰۹۲۱۶۵۳۸۳۰۳
آدرس :
گیلان، رشت، اتوبان رشت قزوین، نمایشگاه فرش گیلان

برگزاری دوره های حضوری و غیر حضوری بازاریابی و فروش با ارائه مدارک بین المللی در سراسر کشور با مدیریت خانم دکتر افشاری

دوره بازاریابی پیشرفته
قیمت 300000 تومان
بازاریابی پیشرفته غیرحضوری با مدرک... معتبر
قانون15دقیقه
?قانون 15دقیقه⏰ چیست؟ ?این قانون به... قدرت تغییرات کوچک اشاره دارد! ساموئل اسمایلز، مولف کتاب اخلاق و اعتماد به نفس، بر این اعتقاد است که تکرار کارهای کوچک نه تنها شخصیت انسان را میسازد بلکه شخصیت ملت ها را تعیین می کند. 1️⃣ اگر روزی 15 دقیقه را صرف خودسازی کنید در پایان یک سال، تغییر ایجاد شده در خویش را به خوبی احساس خواهید کرد. 2️⃣ اگر روزی 15 دقیقه از کارهای بی اهمیت خویش بکاهید، ظرف چند سال موفقیت نصیبتان خواهد شد. 3️⃣ اگر روزی 15دقیقه را به فراگیری زبان اختصاص دهید از هفته ای یک بار کلاس زبان رفتن بهتر است. 4️⃣ اگر روزی 15دقیقه را به پیاده روی سریع اختصاص دهید از هفته ای چند بار به باشگاه ورزشی رفتن، نتیجه ی بهتری خواهید گرفت. 5️⃣ اگر روزی 15 دقیقه مطالعه و سلول های خاکستری خویش را درگیر کنید؛ به پیشرفت های عظیم یادگیری دست خواهید یافت. زیبایی روش یا قانون 15 دقیقه در این است که آنقدر کوتاهست که هیچ وقت به بهانه این که وقت ندارید آن را به تأخیر نمی اندازید??? جالب است بدانید که کشور ژاپن امروزه موفقیت خود را مدیون این قانون میداند?
برای محبوب شدن در محل کار
برای محبوب شدن در محل... کار دوست دارید در محل کار محبوب و مورد علاقه و توجه همه باشید یا منفور و منزوی, با انجام کارهای زیر محبوب بودن را برای خودتان به ارمغان بیاورید. اگر برای انجام کاری بیرون می روید به همکارانتان پیشنهاد کنید کارهای کوچک آنها نظیر آوردن ناهار، خرید تمبر یا آوردن لوازم اداری مورد نیاز را برایشان انجام دهید. هر گاه وسیله ای را به امانت می گیرید بلافاصله و صحیح و سالم آن را برگردانید. هیچ وقت در اداره از کسی پول قرض نکنید. در پایان روز میز کار خود را مرتب کنید و به فکر نیروهای خدمات پس از ساعت کاری باشید. غذا و مایعات مصرف شده را در سطل نیاندازید. از گل ها و گیاهان دفتر کارتان به دقت مراقبت کنید. هنگام استفاده از سرویس های بهداشتی وسواس به خرج دهید. در اداره با کسی تماس شخصی نگیرید. اگر هم لازم شد، باید مکالمه کوتاه باشد. وراجی نکنید چون باعث آزار دیگران می شوید. اتاق کار خود را تبدیل به آرایشگاه نکنید! آرایش، شانه زدن مو و گرفتن ناخن را در دستشویی انجام دهید. در اداره آدامس نجوید. دیدن صورتی که با جویدن آدامس بد شکل می شود، فضای دیداری اداره را خراب می کند و تصور دیگران را از شما به هم می زند. سر میزکارتان غذا نخورید. اگر بیکار شدید برای گپ زدن به سراغ همکاران دیگر نروید. شاید او در آن لحظه احتیاج به تمرکز فکر داشته باشد. به علاوه، شما باید از هر وقت آزادی برای افزایش دانش اداری خود استفاده کنید. حتی اگر کاری نداشتید، پشت میز خود روزنامه و مجله نخوانید. این کار تصویر فردی تنبل را از شما در ذهن دیگران حک می کند. میز خود را از عکس های خانوادگی و شخصی انباشته نکنید. قبول که فرزندتان را از هر چیزی در دنیا بیشتر دوست دارید ولی با این حال عکسش روی میز کار جایی ندارد. هرگز روی صندلی لم ندهید و پاهایتان را روی میزتان نگذارید. منظره کف کفش های شما، هیچ کس را تحت تاثیر قرار نمی دهد! در شایعات و گفتگوهای همکاران، هیچ وقت از موضع خاصی طرفداری نکنید. خود را از این مباحثات و غیبت ها دور نگه دارید. اگر در چنین توطئه هایی همکاری کنید، شاید دوستان امروزتان، فردا تبدیل به دشمنان تان شوند. همیشه با همه، یک رو و صادق باشید. در این صورت همه چیز برایتان به خوبی پیش می رود. وقتی قرار است در جایی باشید، سعی کنید به موقع در آن جا حضور داشته باشید و تا پایان وقت اداری هم بمانید. اگر خودتان ۵ دقیقه به اتمام وقت اداری به موسسه یا سازمانی رفته باشید و با کارمندی مواجه شده باشید که ذهن و فکرش به خانه رفته است، خوب می دانید که این توصیه چه معنایی دارد. سعی کنید برای دیگران قابل اعتماد و قابل اتکاء باشید. اگر می گویید که کاری را انجام می دهید پس انجام دهید. دیگران روی شما حساب می کنند. به حداکثر زمانی که برای کار به شما داده شده توجه کنید. شاید همکاران دیگر برای انجام کار خود به نتیجه کار شما احتیاج داشته باشند. در کار گروهی فعال باشید. مدام برای انتقادهای کوچک از همکاران نزد ريیس نروید. در کل، کارکردن با هم راحتتر از کار کردن علیه همدیگر است و محل کار باید مملو از روحیه کار گروهی باشد. تا حد ممکن جزيیات زندگی خصوصی خود را در محل کار مطرح نکنید. البته مسلم است که این کار همیشه مقدور نیست ولی حتی الامکان طرح این مسائل را به حداقل برسانید. با همه منصف باشید. با همه به طور یکسان و بدون توجه به جنسیت، مذهب، نژاد یا شخصیت رفتار کنید. نسبت به همه مودب باشید . از افرادی که مقامی ندارند گرفته تا مقامات بالا. به حریم خصوصی دیگران احترام بگذارید. نامه های همکار خود را نخوانید یا در وسایل میزش تجسس نکنید. انتقاد همکاران را با روی گشاده بپذیرید. آن را به منزله غرض شخصی در نظر نگیرید و سعی کنید عملکردتان را بهبود ببخشید.
چه مسائلی را نزد همکاران خود بازگو نکنیم؟
چه مسائلی را نزد همکاران... خود بازگو نکنیم؟ ۱) اگر شغلتان را دوست ندارید، راجع به این موضوع با کسی صحبت نکنید. میتوانید پنهانی به دنبال کار جدید بگردید، اما به همکارانتان نگویید که از شغلتان ناراضی هستید. ۲) اگر مدیر یا مدیرانتان را دوست ندارید، احساستان را به همکارانتان نگویید. اگر بگویید، ممکن است ناخواسته رازتان را فاش کنند و شما را به دردسر بیندازند. ۳) اگر به دنبال شغل جدید هستید، دربارهاش با کسی صحبت نکنید. وقتی شغلی به شما پیشنهاد شد و آن را پذیرفتید، آن وقت میتوانید همکارانتان را در جریان بگذارید. ۴) درباره وضعیت مالی، درآمد و هزینههایتان چیزی به همکارانتان نگویید، حتی اگر آنها شما را در جریان مسائل مالیشان قرار میدهند. اگر شرایط مالی خوبی داشته باشید، ممکن است حس حسادت آنها را بر انگیزید. اگر از نظر مالی در مضیقه باشید، سوژه گفتوگوهایشان میشوید. مردم وقتی ناراضی یا بیکارند، دوست دارند پشت سر دیگران بدگویی کنند. بهانه به دست آنها ندهید. 5) اگر احساس میکنید شغلتان در حد و اندازه شما نیست، درباره این موضوع به همکارانتان چیزی نگویید. اگر به آنها بگویید: برای ماندن در این سازمان، لازم نیست باهوش یا باسواد باشید، مطمئنا احساس خوبی نخواهند داشت. ۶) اگر برنامهریزی کردهاید در آینده دور، از شغلتان استعفا دهید، رازتان را به کسی نگویید. اگر همکارانتان را در جریان برنامههای جاهطلبانهتان قرار دهید، از اینکه هیچ برنامهای ندارند و خودشان را به این سازمان محدود کردهاند، احساس بدی پیدا خواهند کرد. ۷) اگر به یکی از همکارانتان علاقه پیدا کردهاید و تصمیم به ازدواج دارید، مادامی که رسما از او درخواست نکردهاید، کسی را در جریان قرار ندهید. زمانی که رابطه شکل گرفت و جدی شد، ابتدا مدیر سازمان را در جریان بگذارید. او باید این خبر را از شما بشنود، نه از همکارانتان. ۸) اگر موسسات کاریابی دائما با شما تماس میگیرند، لزومی ندارد این موضوع را در سازمان جار بزنید. اگر همکارانتان به اندازه شما پیشنهاد شغلی دریافت نکنند، ممکن است نسبت به شما حسادت بورزند و حسادت، روحیه تیم را تضعیف میکند. ۹) اگر قوانین سازمان را زیر پا گذاشتهاید (مثلا مرخصی استعلاجی گرفته اید در حالی که بیمار نبودید)، این موضوع را به کسی نگویید. اگر رازتان را فاش کنید، عواقب آن دامن خودتان را خواهد گرفت. ۱۰) اگر قصد دارید به واحد دیگری منتقل شوید، این موضوع را به همکارانتان نگویید. ممکن است یکی از آنها نزد مدیریت برود و بگوید: حدس بزن چه کسی بدون اطلاع تو تصمیم گرفته انتقالی بگیرد؟ هرچه محیط سازمان سالمتر باشد، حتی اگر ناخواسته حرفی از دهان تان بپرد، نگران نمیشوید که مبادا رازتان به گوش دیگران برسد. اما اگر محیط سازمان ناسالم باشد، مجبور میشوید مراقب تک تک کلماتی که از دهانتان خارج میشود باشید. اگر محیط کار بقدری بد است که به جز آب و هوا، نمیتوان با خیال راحت درباره موضوع دیگری صحبت کرد، این یک زنگ خطر است.
7 عادت افرادی که واقعا در کارشان شاد هستند
7 عادت افرادی که واقعا... در کارشان شاد هستند نظرسنجیهای جدید (عمدتا در آمریکا و کانادا) نشان میدهد بیشتر کارکنان در شغلشان احساس شادی ندارند. برخی افراد آنقدر احساس ناراحتی در کار دارند که میخواهند شغل تازهای پیدا کنند. درحالیکه روانشناسان و دانشمندان علوم اجتماعی معتقدند بخشی از شادی در وجود ما ذاتی است، اما بخش قابل توجهی از آن تحت کنترل خودمان است. صرفنظر از موقعیتی که در کارتان دارید، هفت عادت افرادی را که در کارشان شاد هستند، معرفی میکنیم. 1) به رشد مداوم به عنوان هدف زندگی متعهدند. افراد شاد معتقدند باید نهایت سعی خود را در هر کاری بکنند؛ چه به آنها گفته شده باشد، چه نه. این موضوع به خودشان حس بهتری میدهد. 2) اهدافی دارند که تلاش برای تحقق آنها ارزش دارد. افرادی که اهداف مشخص در زندگی دارند، میتوانند همه چیز را فراتر از مشکلات کاری روزمره ببینند. وقتی همه چیز به خوبی پیش نمیرود، آنها به جای تمرکز بر موقعیت منفی پیش آمده در محیط کار، بر هدفی که تعیین کردهاند متمرکز میشوند. 3) درگیر مسائلی که فراتر از کنترل آنها است، نمیشوند. افراد شاد به خودشان اجازه نمیدهند از نظر احساسی درگیر جو منفی و شایعات مسموم در محیط کار شوند. آنها بر کاری که در دستشان است و تواناییهایشان برای انجام آن کار متمرکز میشوند و خودشان را در درگیریهایی که به آنها مربوط نمیشود دخالت نمیدهند. 4) دوست دارند به دیگران کمک کنند. افراد شاد همیشه به دنبال راههایی برای کمک کردن به دیگران هستند. محققان دانشگاه ویسکانسین دریافتهاند افرادی که در محیط کار به دیگران کمک میکنند، در مقایسه با سایرین شادترند. 5) تا جایی که ممکن است از افراد منفی دوری میکنند. افراد شاد وقتی با یک فرد منفیباف یا کسی که دائم شکایت دارد مواجه میشوند، سعی میکنند به دنبال یک راهحل بگردند یا موقعیت را از زاویه دیگری مورد توجه قرار دهند. 6) قدردانی بخشی ثابت از وجود آنها است. این رویکرد قدردان بودن دیگران را جذب انرژی مثبت آنها میکند. همکاران دوست دارند دور چنین افرادی باشند و در کنار آنها کار کنند. 7) احساسات خود را مدیریت میکنند و حس شوخطبعی دارند. افراد شاد سعی میکنند از هر موقعیتی در کار، خانه یا دورهمیها بیشترین بهره را ببرند. آنها میدانند که میتوانند احساسات خود را با یک لبخند یا شوخی تغییر دهند. همچنین میتوانند با فکر کردن به مسائل خوشحالکننده ، حواسشان را از مسائل ناراحتکننده پرت کنند.
چه کنید تا کارکنان به شما احترام بگذارند؟
چه کنید تا کارکنان به... شما احترام بگذارند؟ آرزوی هر مدیری است که بر کارکنانش تاثیر بگذارد تا به اهداف مورد نظر سازمان تحت رهبری او دست یابند و از سویی دیگر مورد احترام افرادش نیز باشد. یکی از هنرهای مدیران بزرگ و موفق این است که به هر دوی این دو ایدهآلها بهطور همزمان دست یافتهاند و در این مسیر اصول و راهکارهایی را مورد توجه داشتهاند که در این مطلب به آنها پرداخته خواهد شد. 1) سبک مدیریتی خودتان را پیدا کنید: اینکه شما به روشنی بدانید که سازمان یا تیم تحت رهبری تان را با دانش فنیتان کنترل میکنید یا اینکه از کاریزما و کیش شخصیتیتان برای هدایت و انگیزه دادن به کارکنانتان بهره میگیرید، باعث خواهد شد افرادتان شما را قبول داشته باشند و برای شما احترام قائل شوند. 2) نسبت به افرادتان دلسوز باشید و این دلسوزی را به آنها نشان دهید : هیچچیزی بیشتر از بیاعتنایی به کارکنان و ارزش قائل نشدن به شخصیت افراد موجب از بین رفتن نفوذ و احترام مدیر نزد کارکنانش نمیشود. 3) تا آنجا که میتوانید اطلاعاتتان را افزایش دهید: هرچه دانش و آگاهی یک مدیر از شرایط و مسائل پیرامون سازمان بیشتر و عمیقتر باشد، بر میزان کارآیی و تصمیمگیریهای درست و بجای او افزوده خواهد شد و همین مساله باعث افزایش منزلت و اعتبار او نزد افرادش خواهد شد. 4) روی خودتان سرمایهگذاری کنید: رهبران بزرگ همیشه در حال یادگیری هستند و از طریق آموختن چیزهای جدید است که روی خود سرمایهگذاری میکنند. 5) برندتان را مدیریت کنید: شما بهعنوان رهبر یک شرکت یا سازمان باید مدیریت کاملی بر برندتان داشته باشید و برای این کار بايد از طریق بازخورد گرفتن از مشتریان و کسانی که با شرکتتان در ارتباط هستند، نام و شهرت مجموعه تحت رهبریتان را بهبود ببخشید. 6) روی آینده تمرکز کنید: هنر رهبران بزرگ، تصویرسازی از آینده و متمرکز ساختن تمام قوای سازمانی بر تحقق اهداف آتی است. 7) افرادتان را بهطور دقیق بشناسید: این هنر یک مدیر خوب است که بداند افرادش به چه چیزی علاقه دارند، سرگرمی مورد علاقه شان چیست، نام فرزندشان چیست و از همه مهمتر اینکه آنها در چه چیزی عالی و توانمند هستند.کارکنان عاشق مدیری هستند که رهبرشان شناخت دقیقی از آنها دارد . 8) به رشد و ارتقای حرفهای کارکنان تان توجه کنید: شما بهعنوان یک رهبر حتما بايد زمینه رشد و ترقی افرادتان را نیز فراهم آورید، چرا که موفقیت فردی تک تک افراد باعث موفقیت کل سازمان خواهد شد. 9) بهطور نامحدود افرادتان را مورد ستایش قرار دهید: وقتی افرادتان عملکرد خوبی از خود نشان دادند، حتما از آنها تقدیر کنید و در این زمینه به هیچ عنوان کم کاری و خساست نورزید. شما میتوانید تعریف و تشکر از کارکنانتان را هم به صورت حضوری و در مقابل دیگران انجام دهید و هم به صورت مجازی و از طریق فرستادن ایمیلهای حاوی سپاس و قدردانی و در صورت امکان دادن هدایایی کوچک اما معجزه گر به آنها. 10) به افرادتان ثابت کنید که هوای آنها را دارید: مطمئن باشید در این صورت آنها هم در مواقع بحرانی هوای شما را خواهند داشت. 11) بهترینها را در اطرافتان جمع کنید: از قدیم گفتهاند همه چیز را همگان دانند پس شما هم باید از غرور بیجا دست بردارید و با جمع کردن بهترین نیروها و کسانی که نقاط ضعف شما را پوشش میدهند و جبران میکنند یک من برتر و کاملتر به وجود بیاورید. 12) اول بشنوید بعد سخن بگویید: رهبران بزرگ بیشتر گوش میکنند و کمتر حرف میزنند. آنها همچنین قبل از هر اظهارنظری خوب در مورد آن پرس و جو میکنند و پس از تفکر کافی تصمیمگیری میکنند. 13) همیشه خطر کنید: چرا که تا ریسک و مخاطرهای نباشد خبری از موفقیت و پاداش نخواهد بود. افرادی که تحت مدیریت رهبران جسور و بی باک کار میکنند هم آنها را تحسین میکنند و هم برای آنها فداکاری خواهند كرد. 14) همیشه به دنبال بزرگ ترینها و بهترینها باشید. رهبران بزرگ و محبوب همیشه به دنبال تکامل هستند. آنها به درستی بر این اعتقادند که بهترین روز کاری شان فردا خواهد بود و بزرگترین موفقیتها در آینده انتظارشان را میکشد.
نه گفتن
باید یاد بگیرید چگونه بدون... احساس گناه، نه بگویید و مرزبندیهای سالمی برای خودتان تعیین کنید. چون برخی مردم میتوانند از شما بهرهکشی کنند. اگر شما به خودتان احترام نگذارید، راه بیاحترامی کردن دوستان، همکاران، همکلاسیها، و اعضای خانوادهتان هم به شما باز میشود. اگر نه گفتهاید، به هیچکس اجازه ندهید بخواهد شما را تحتتاثیر قرار دهد تا کاری که میخواهد را برایش انجام دهید. بفهمید که رفتن با حفظ احترام خود بسیار بهتر از ماندن در آن موقعیت است، هرچقدر هم که طرفمقابل سعی کند حس عذابوجدان به شما بدهد. هر تعداد راهی هم که برای متقاعد کردن شما استفاده کنند، اگر نه گفتهاید و دلایلتان راهم بیان کردهاید، دیگر نیازی به ایستادن و توضیح بیشتر نیست. وقتی قاطعیت شما در خطر است، بحث کردن سختتر میشود، ولی در هر حال این کار را بکنید. گاهی وقتها اگر کار درست را انجام دهید، احساس تنهایی خواهید کرد! اما بدانید که تنها نیستید. آدمها سعی میکنند نظر شما را عوض کنند، اما روی حرفتان بایستید؛ زیرا در آخر احترام آنها به شما بیشتر خواهد شد.
اگر همکار هم ترازتان رئیستان شد،
اگر همکار هم ترازتان رئیستان... شد، این اصول را به خاطر داشته باشید: - به شکل کاملا پذیرنده تصدیق کنید که همکار همتراز سابقتان اکنون مسوول امور است و شما مایل هستید با او همکاری خوبی داشته باشید. - خودتان را به جای او بگذارید و سعی کنید بفهمید چه چیزی به او کمک میکند تا موفق شود. - خودتان را از دیگران که نمیخواهند نگرانی و اخبار بد را به او بدهند متمایز کنید. - فکر نکنید که رابطه هیچوقت تغییر نمیکند، این اتفاق میافتد و باید بیفتد. - انتظار رفتار استثنایی از رئیستان بهخاطر آنکه در گذشته با او کار کردهاید نداشته باشید. - تملقگویی نکنید. شاید بقیه این کار را انجام دهند، اما رئیس جدیدتان متوجه چنین رفتارهایی خواهد شد.
زنگ خطرهای یک پیشنهاد شغلی بد کدامند؟
زنگ خطرهای یک پیشنهاد شغلی... بد کدامند؟ ۱. اگر حقوق پرداختی کمتر از رقمی بود که با کارفرما توافق کردهای یا اگر میان شغل پیشنهادی و آنچه در عمل باید انجام دهی، تفاوت زیادی وجود داشت، پیشنهاد را رد کن. ۲. اگر به افرادی که طی فرآیند مصاحبه با آنها ملاقات کردهای اعتماد نداری، پیشنهاد را رد کن. ۳. اگر در محیط کار احساس راحتی نمیکنی پیشنهاد را رد کن. اگر جو حاکم بر محیط سنگین باشد و همه ناراضی یا ناراحت بهنظر برسند، این یعنی فرهنگ سازمان دچار مشکل است. ۴. اگر مستقیما یا تلویحا بگویند که به تو اعتماد ندارند پیشنهاد را رد کن. مثلا بخواهند که فیش حقوقی شغل سابقت را به آنها نشان دهی. چرا باید به کسانی که به تو اعتماد ندارند، اعتماد کنی؟ ۵. اگر طی فرآیند استخدام با هرگونه بدرفتاری مواجه شدی، پیشنهاد را رد کن. وقتی کارفرما، به تو که قصد استخدامت را دارد احترام نمیگذارد، وقتی کارمند شرکت شوی، بیشتر به تو بیاحترامی خواهد کرد. ۶. اگر به تو اجازه ندادند که با همکاران آیندهات دیدار کنی، محیط کار را ببینی یا یک کپی از دفترچه راهنمای کارکنان داشته باشی، پیشنهاد را رد کن. دفترچه راهنما شامل اطلاعاتی درباره فرهنگ سازمان، سیاستها، شرایط کار، انتظارات کارفرما و... است. ۷. اگر هفتهها تو را بیخبر گذاشتند و یک روز، ناغافل با تو تماس گرفتند و پیشنهاد شغلی دادند، این یعنی برای تو احترام قائل نیستند وگرنه با تو در تماس میماندند و تو را در تمامی مراحل همراهی میکردند. ۸. اگر احساس کردی که شغل پیشنهادی، یک شغل واقعی نیست و کارفرما به دنبال کسی است که برای مدت کوتاهی به او مشاوره دهد، پیشنهاد را رد کن. متاسفانه برخی از کارفرمایان برای صرفهجویی در هزینهها، به جای مشاور، یک کارمند تماموقت استخدام میکنند، چراکه دستمزد مشاور به مراتب بیشتر است. ۹. اگر بارها با آنها مصاحبه کردهای و نمیگویند که چند مصاحبه دیگر باقیمانده، پیشنهاد را رد کن. سازمانهایی که بهدرستی مدیریت میشوند، نهایتا ۴ بار با یک کاندیدا مصاحبه میکنند. برخی از کارفرمایان تنها به دنبال این هستند که از کارجو ایده بگیرند. اگر تعداد مصاحبهها بیش از حد معمول باشد، این یک زنگ خطر است. ۱۰. اگر جلسه مصاحبه به درستی مدیریت نشود و مسوول مصاحبه بارها مرتکب اشتباه شود و حتی متوجه اشتباهاتش نشود، بهتر است پیشنهاد را رد کنی. ۱۱. اگر برای مصاحبه به سازمانی رفتی و آنها فراموش کرده بودند که با تو قرار دارند، این نشانه را جدی بگیر. بینظمی یک زنگ خطر جدی است و یعنی در آن سازمان عدم هماهنگی وجود دارد. گاهی به ندای درونت گوش کن. اگر نسبت به این فرصت شغلی احساس خوبی نداری، به احساست اعتماد کن. نگرشت را تغییر بده و استانداردهای خود را بالا ببر. هرکسی استحقاق تو را ندارد.
اشتباه های بزرگ زبان بدن که موجب می شود شما در جلسات مصاحبه یا معارفه ، بسیار غیر حرفه ای به نظر برسید:
اشتباه های بزرگ زبان بدن... که موجب می شود شما در جلسات مصاحبه یا معارفه ، بسیار غیر حرفه ای به نظر برسید: زبان بدن یک ابزار بسیار قدرتمند است. ما قبل از اینکه سخن بگوییم، زبان بدنمان سخن می گوید، و ظاهرا 80 درصد از آنچه در یک محاوره می فهمید با زبان بدن خوانده می شود نه کلمات! دبورا بول؛ نویسنده و مدیر خانه اپرای سلطنتی بدن ما زبان خاص خودش را دارد و حرف هایی که می زند همیشه خوب و خوشایند نیست. زبان بدنتان احتمالا جزئی از شخصیت شما گشته، و این نکته ایست که ممکن است تا به حال به آن فکر نکرده باشید. اگر این موضوع درست باشد، وقت آن رسیده تا فکری به حال آن کنید چرا که ممکن است حرفه و شغل خود را از بین ببرید. شرکت تَلنت اسمارت با آزمایش بیش از یک میلیون آدم دریافت 90 درصد از آنهایی که دارای هوش عاطفی/هیجانی بالا هستند، واقف به قدرت سیگنال های غیر گفتاری خود در ارتباطات می باشند. دکتر تراویس برادبری رئیس این شرکت می نویسد؛ وقتی دارید سخت کار می کنید و برای رسیدن به هدفتان هر کاری انجام می دهید، هر چیزی که موجب پیشرفت شما می شود، قدرتمند بوده و راه شما برای رسیدن به موفقیت را هموار می سازد. فقط حواستان باشد که قربانی هیچ یک از اشتباهات فاحش زبان بدن که در ذیل می آید نشوید: Exagerated gesture 1.ژست اغراق آمیز؛ باعث می شود که شما در حال بسط دادن واقعیت (خالی بندی) دیده شوید. بهتر است دست های خود را آزاد کرده و کف دستتان را نشان دهید تا با این کار نشان دهید که چیزی برای مخفی کردن ندارید. Crossed arms 2.دست به سینه؛ یک سد فیزیکی ایجاد می کند و نشان از آن است که در مواجهه با حرفی که طرف مقابل می زند باز و پذیرا نیستید. فرقی نمی کند که گفتگوی شما لذت بخش بوده و لبخند بزنید چرا که طرف مقابلتان این حس را پیدا می کند که می خواهید او را در محاوره مغلوب کنید. حتی اگر شما در حالت دست به سینه راحت تر هستید، برای ارتباط برقرار کردن بهتر باید این ژست را عوض کنید. Inconsistency 3.نا هماهنگی؛ میان حرف ها و وضعیت فیزیکی بدنتان موجب می شود که طرف مقابل حس کند که یک جای کار ایراد دارد و این سوء ظن در او ایجاد شود که در صدد فریب او می باشید، هر چند که ندانید چرا و چگونه. به عنوان مثال، یک لبخند عصبی و رد کردن یک پیشنهاد در یک محاوره به شما کمک نمی کند چیزی را که می خواهید بدست آورید بلکه طرف مقابل را بر آن میدارد که نتواند با شما کار کند؛ چرا که او فکر می کند چیز دیگری در نظر دارید. Turning yourself away from others 4.فاصله گرفتن و دور ایستادن از دیگران؛ یا وارد نشدن در گفتگو حاکی از آن است که شما به بحث پیش رو علاقه ای نداشته و راحت نیستید و احتمالا حتی به گوینده ی سخن اعتمادی ندارید. سعی کنید وارد گفتگو با کسی که سخن می گوید شده و به نشان گوش دادن به حرف های او سر خود را آرام تکان دهید. این نشان دهنده تمرکز و توجه کامل شما به وی می باشد. Slouching 5.خمیده و افتاده بودن؛ نشان دهنده این است که خسته شده و هیچ علاقه ای به جایی که در آن هستید ندارید. شما هیچ وقت به رئیستان نمی گویید: من نمی فهمم چرا باید به حرف های تو گوش بدم، اما اگر خمیده باشید، لزومی به گفتن آن نیست چرا که وضعیت بدنتان با صدای بلند و خیلی شفاف این حرف را می گوید! مغز انسان قدرت جسم را با فضایی که وضعیت بدنی طرف مقابل وی در آن اشغال می کند، یکسان می کند! صاف ایستادن و به عقب کشیدن شانه ها یک حالت قدرتمندانه است. این وضعیت فضای بیشتری از مغز طرف مقابل را پر می کند و بر عکس آن وقتی شانه ها افتاده، فضای کمتر را اشغال کرده و منعکس کننده قدرت کمتر است. حفظ حالت خوب؛ فرمان به احترام بیشتر داده و تعهد دو طرف در محاوره را ارتقا می دهد. Avoiding eye contact 6.اجتناب از تماس چشمی؛ ایجاد کننده حالتی است که دارید چیزی را مخفی می کنید و این سوء ظن را بر می انگیزد. کمبود تماس چشمی همچنین حاکی از فقدان اعتماد به نفس و علاقمندی بوده که شما خواهان ارتباط در یک جلسه کاری نیستید. ارتباط چشمی پایدار، از سوی دیگر، به معنای فرافرستادن اعتماد به نفس، رهبری، قدرت، و هوش است.